![]() Let The Best Be The First
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
بهمن 1386
دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: |
Man&to,,,Ma,,,,,&,,,Ghesmat...
حرف من حرف تو . حرف ما....حرف بعضی ها ![]() |+| نوشته شده توسط oneace در سه شنبه سی ام بهمن 1386 ساعت 23:12
یک داستان....یک نکته
درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود .
پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟ از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و... حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است: با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند. |+| نوشته شده توسط oneace در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 0:1
اهداف قیام حسینی
|+| نوشته شده توسط oneace در شنبه بیست و نهم دی 1386 ساعت 21:40
پرنیان سرد
بنشين، مرو، چه غم كه شب از نيمه رفته است بگذار تا سپيده بخندد به روي ما بنشين، ببين كه دختر خورشيد "صبحگاه" حسرت خورد ز روشني آرزوي ما *** بنشين، مرو، هنوز به كامت نديده ايم بنشين، مرو، هنوز كلامي نگفته ايم بنشين، مرو، چه غم كه شب از نيمه رفته است بنشين، كه با خيال تو شب ها نخفته ايم *** بنشين، مرو، كه در دل شب، در پناه ماه خوش تر ز حرف عشق و سكوت و نگاه نيست بنشين و جاودانه به آزار من مكوش يكدم كنار دوست نشستن گناه نيست *** بنشين، مرو، حكايت "وقت دگر" مگوي شايد نماند فرصت ديدار ديگري آخر، تو نيز با منت از عشق گفتگوست غير از ملال و رنج از اين در چه مي بري؟ *** بنشين، مرو، صفاي تمناي من ببين امشب، چراغ عشق در اين خانه روشن است جان مرا به ظلمت هجران خود مسوز بنشين، مرو، مرو كه نه هنگام رفتن است!... *** اينك، تو رفته اي و من از راه هاي دور مي بينمت به بستر خود برده اي پناه! مي بينمت - نخفته - بر آن پرنيان سرد مي بينمت نهفته نگاه از نگاه ماه *** درمانده اي به ظلمت انديشه هاي تلخ خواب از تو در گريز و تو از خواب در گريز ياد منت نشسته برابر - پريده رنگ - با خويشتن - به خلوت دل - مي كني ستيز از فريدون مشيري |+| نوشته شده توسط oneace در یکشنبه یازدهم آذر 1386 ساعت 23:41
راز و نیاز
گر بر کنم دل از تو و بردارم از تو مهر
آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم |+| نوشته شده توسط oneace در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت 14:3
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وقتي گريبان عدم با دست خلقت ميدريد وقتي ابد چشم تو را پيش از ازل ميآفريد وقتي زمبن ناز تورا در آسمانها ميكشيد وقتي عطش طعم تورا با اشكهايم ميچشيد من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلي چيزي نميدانم از اين ديوانگي و عاقلي يك آن شد اين عاشق شدن دنيا همان يك لحظه بود آندم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود وقتي كه من عاشق شدم شيطان به نامم سجده كرد آدم زميني تر شد و عالم به آدم سجده كرد من بودم و چسمان تو نه آتشي و نه گلي چيزي نميدانم از اين ديوانگي و عاقلي افشين يدالهي |+| نوشته شده توسط oneace در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 ساعت 0:5
با همه لحن خوش آواييم ،در به در كوچه تنهاييم
اي دو سه تا كوچه ز ما دورتر ،نغمه تو از همه پر شورتر كاش كه اين فاصله را كم كني،محنت اين قافله را كم كني كاش كه همسايه ما ميشدي،مايه آسايه ما ميشدي.... اي كاش.................
|+| نوشته شده توسط oneace در سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 23:57
میلاد
درود بر حسین درود بر کسی که مرگ رو به بازی گرفت درود بر کسی که همه چیزشو واسه خدا داد حسین جان من یه آدم آهنی داشتم حالا دیگه مال من نیست میخوام که تو تا همیشه مواظبش باشی ممنونم و |+| نوشته شده توسط oneace در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 ساعت 0:46
![]() |+| نوشته شده توسط oneace در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 ساعت 0:4
علی
علی امام من است و منم غلام علی هزار جان گرامی فدای نام علی
|+| نوشته شده توسط oneace در شنبه ششم مرداد 1386 ساعت 1:14
فاطمه
فاطمه یعنی تمام حق هستی آفرین
فاطمه یعنی بهشت رحمه اللعالمین فاطمه یعنی حجاب و عصمت و تقوا و دین فاطمه یعنی چراغ آسمانها در زمین فاطمه یعنی ید الله یی دگر در آستین فاطمه یعنی علی یعنی همان حبل المتین روز زن مبارک |+| نوشته شده توسط oneace در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 ساعت 0:58
یک تست روانشناسی
سوالی رو که در پایین مشاهده می کنید و یک تست روانشناسی CSI:Crime Scene Investigation است. متن را با دقت بخوانید، تک تک کلمات در جواب نهایی تاثیر دارند: |+| نوشته شده توسط oneace در شنبه نوزدهم خرداد 1386 ساعت 1:11
بر شانه های تو.......
وقتي كه شانه هايم
|+| نوشته شده توسط oneace در جمعه چهارم خرداد 1386 ساعت 2:29
![]() |+| نوشته شده توسط oneace در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 ساعت 21:49
حضور سبز
دل گرفته ي مرا كسي به كوچه ميبرد براي او كمي غزل، كمي ترانه ميخرد دل گرفته ي مرا كسي پرنده مي كند و ابري هميشه را،طلوع خنده مي كند عميق و آبي و بلند كسي شبيه آسمان حضور سبز مطمئن،چه خوب شد كه آمدي دل گرفته ي مرا به بال و پر گره زدي در آسمان طوسي ام
تو بهترين پرنده اي در آسمان سبز خود مرا پرنده كرده اي |+| نوشته شده توسط oneace در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 ساعت 16:44
|